اسكندر بيگ تركمان

53

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

كه چون حضرت شاه جمجاه جنت مكان در ايام سلطنت ابد بنيان جميع امور دين و دولت را بمشيت حضرت رب العزة حواله نموده بالطاف الهى واثق بوده‌اند لهذا هميشه از درگاه واهب العطايا بحصول مطالب و مرام كامروا گشته در معركهء كارزار بر ادعاى ظفر يافته‌اند از محاربات زمان دولت ابد پيوند جنگ جام كه آن حضرت را در آغاز جلوس همايون با عبيد خان و خواقين اوزبك اتفاق افتاده بظفر و نصرت اختصاص يافته‌اند مشهور عالم و مذكور السنه و افواه بنى آدم است تبيين اين مقال على سبيل الاجمال آنكه چون متواتر و متعاقب قاصدان خراسان بدرگاه سعادت نشان رسيده استغاثه مينمودند كه در آن ديار طوفان بلا بالا گرفته سكنهء آن ممالك از طغيان سيلاب فتنه اوزبكان غريق بحر اضطرارند و بنابر آن حضرت شاه جم قدر ملايك آشيان با امراء و اركان دولت طريق مشهوره سلوك داشته رأى همگنان بتوجه خراسان و دفع اوزبكان قرار گرفت . افواج قاهره بموكب ظفر نشان جمع آمده اعلام جهانبانى بصوب خراسان در حركت آمد جوهه سلطان وكيل والامه سلطان تكلو و محمد خان ذوالقدر اغلى با گروهى از غازيان ظفر پناه منقلاى سپاه گشته پيشتر روانه شدند زمش بهادر در قلعه دامغان تحصن جسته امراء عظام بر قلعه محيط گشته جوالها ترتيب داده اوزبكانرا بتفنگ گرفتند هر روز فوجى از بهادران عرصهء نبرد بيرون آمده با غازيان حرب مينمودند چند روز در بين الجانبين آتش محاربه و قتال اشتعال داشت تا بسيارى از بهادران نامى به زخم تفنگ [ 40 ] و شمشير خونريز ناچيز گشته كار بر محصوران تنگ شده آوازهء قرب وصول موكب همايون ايشانرا سراسيمه كرد از همه طرف راه خلاص و نجات مسدود يافته طريق فرار ميجستند شبى ز مش بهادر با تنى چند به قصد فرار ريسمان بر ميان بسته از قلعه فرود آمدند غازيان و پاسبانان قلعه خبردار شده همگى را دستگير كردند و همان لحظه بياسا رسانيدند روز ديگر قلعه بيك حمله مفتوح گشته جميع اوزبكان طعمهء شمشير غازيان شدند و رايات خورشيد اشراق خسرو آفاق با لشكر بحر جوش دريا خروش از راه كالپوش بمشهد مقدس معلى رسيده بشرف طواف آستان ملايك آشيان حضرت امام الجن و الانس سرافراز شده از روح مطهر آن سلطان روضهء رضا عليه التحية و الثناء استمداد همت نموده بعزم دار السلطنهء هرات اعلام ظفر فرجام بجانب جام افراختند اما عبيد خان بنوعى كه مذكور شد از هرات كوچ كرده چون ببخارا رسيد از كوجم خان و سلطانان چنگيزى نژاد استمداد نموده از تمام ولايات ماوراء النهر و تركستان و اخسى و اندجان و اترار و قلماق و كاشغر و قرقز و قزاق تا دشت قبچاق گروهى انبوه و حشرى كوه شكوه جمع آورده باتفاق كوجم خان و يراق خان و فولاد سلطان و عبد العزيز سلطان و عبد اللطيف سلطان و جانى بيك سلطان و گلدى محمد سلطان و ابو سعيد سلطان و سونجك محمد سلطان و گسكن قرا سلطان و ساير سرداران اوزبكيه و امراء معتبر هر قبيله چون درياى پر موج فوج فوج با دلهاى چون آهن و فولاد روى توجه بخراسان نهاد . همه گرگ زادان درنده خوى * سبك رويشان جمله از بار موى ز اطوار ايشان بتر خوى شان * پر از چين همه روى و ابرويشان ز اطوار ايشان بتر خوى شان * پر از چين همه روى و ابرويشان مجملا از آغاز خروج چنگيز خان تا آن زمان لشكرى بدان كثرت و ازدحام از آب آمويه عبور نكرده بود در حينى كه اردوى همايون شاهى در خسرو جرد جام نزول سعادت فرجام نمود خانان اوزبكيه نيز از آنطرف آمده به زور آباد رسيدند قراولان جنود قزلباش چند نفر اوزبك را